نشریه موکب ـ شماره صد و بیستم
مکتب انقلاب، میثاق رحمت و اقتدار نبوی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
سرخط
تجدید عهد امت انقلابی با پیامبر رحمت
پایان ماه صفر، یادآور رحلت پیامبر اعظم(ص) اسلام و نیز شهادت دو ستاره درخشان امامت، امام حسن و امام رضا علیهم السلام است؛ روزهایی که نه تنها سوگ تاریخ اسلام، بلکه مکتب بیداری و وفاداری امت به رسالت پیامبر الهی را زنده میکند. رسول گرامی اسلام، پیامبر رحمت و مهربانی بود؛ اما همین پیامبر رحمت، در برابر کفر، نفاق و سلطهجویی، صریح، استوار و هدفمند ایستاد. مکتب انقلاب اسلامی نیز از همین سیره نورانی برخاسته است؛ مکتبی که محبت را در درون امت میپرورد و در برابر دشمنان خدا، با صلابت و عزت میایستد.
جهاد با کفار و منافقین، سنت ثابت نبوی
آیات قرآن، پیامبر اسلام را با دو چهره روشن معرفی میکند؛ رحمت برای مؤمنان و شدت در برابر دشمنان حق. جهاد با کفار و منافقین، از رسالتهای قطعی پیامبر گرامی اسلام بود و سیره اهل بیت نیز همین خط روشن را ادامه داد. انقلاب اسلامی وقتی در برابر استبداد پهلوی و سپس استعمار آمریکا ایستاد، در حقیقت همان منطق نبوی را در میدان معاصر بازتولید کرد.
مردمسالاری و وحدت ملی در مدار ولایت
یکی از برجستهترین جلوههای مکتب انقلاب اسلامی، مردمسالاری دینی، وحدت اجتماعی و انسجام ملی است؛ اما این وحدت نه بر پایه سازش با باطل، بلکه حول نظام اسلامی و ولایت الهی فقیه شکل میگیرد. در مکتب اهل بیت، جامعه مؤمن زمانی به عزت میرسد که در محور حق جمع شود و از تفرقه و هواپرستی دور بماند. مردمسالاری در این نگاه، صرفاً انتخابات و صندوق رأی نیست؛ بلکه حضور آگاهانه مردم در صحنه دفاع از دین، استقلال و عزت ملی است. همین پیوند میان مردم، ولایت و آرمان الهی است که انقلاب اسلامی را از سایر جنبشهای سیاسی متمایز ساخته و آن را به یک مکتب زنده و تمدنساز تبدیل کرده است.
استکبارستیزی انقلاب و تداوم جهاد در عصر مقاومت
از آغاز انقلاب اسلامی، «استکبارستیزی» یکی از ارکان هویت آن بوده است. ملت ایران با الهام از سیره اهل بیت (ع)، هم با استبداد پهلوی مقابله کرد و هم در برابر استعمار و سلطه آمریکا ایستاد. این تقابل، صرفاً یک نزاع سیاسی نبود، بلکه رویارویی دو منطق بود: منطق عبودیت و آزادگی در برابر منطق سلطه و تحقیر. امروز نیز جنگ با استکبار در عصر مقاومت پایان نیافته است؛ بلکه در شکلهای تازه ادامه دارد. از این رو، مکتب انقلاب اسلامی همچنان بر همان اصل روشن استوار است؛ در برابر دشمنان حق، اشداء علی الکفار بودن، و در میان مؤمنان، رحماء بینهم ماندن. این جمع میان رحمت و اقتدار، و صلابت و مهربانی، راز بقای انقلاب و رمز پیشروی جبهه مقاومت به تأسی از رسول ختمی مرتبت است.
روایت الهی
بازخوانی سیره نبوی در آیینه تاریخ
پایان ماه صفر، موسم اندوه جانسوز امت اسلامی در سوگ رسول خدا و سبط اکبرش و ثامن الائمه است؛ ایامی که تاریخ را به گواه میگیرد تا یادآور شود که پیوند امت با پیشوایان الهی، بیعتی استوار بر سر آرمانهای بلند توحیدی است. قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) را به عنوان الگوی حسنه معرفی میکند که نه تنها در عبادات، بلکه در میدان سیاست و مدیریت جامعه، چراغ راه مؤمنان است: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا» (احزاب، ۲۱). انقلاب اسلامی با تأسی به این سیره، هرگز سوگواری را از جهاد جدا نساخت؛ چرا که معتقد است اشک ریختن برای مظلومیت اهل بیت(ع)، بدون ایستادگی در برابر ظالمان زمانه، تهی از حقیقت ولایی است.
منطق تضاد با استکبار و همگرایی مؤمنان
هویت ایمانی امت اسلامی در میدان عمل با یک معیار قرآنی سنجیده میشود که در سوره فتح ترسیم شده است: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» (فتح، ۲۹). این قانون نانوشته جبهه حق، دو سوی مکمل دارد؛ شدت و صلابت در برابر کفار و استکبار، و رحمت و شفقت در روابط درون جامعه اسلامی. جهاد در برابر مستکبران، وظیفهای ایمانی برای صیانت از رحمت جاری در میان مؤمنان است. اگر جامعه مؤمنان در برابر دشمن خارجی کوتاه بیاید، امنیت و وحدت درونی خود را که ثمره رحمت الهی است، از دست خواهد داد.
استمرار جهاد در سایه استقامت
نبرد میان حق و باطل، تقابلی دائمی است که تا برپایی عدل جهانی ادامه خواهد داشت. مجاهدان راه خدا در هر عصری، سختیها و محرومیتهای مسیر مقاومت را با جان و دل میخرند، چرا که میدانند هر گام آنان در این راه، در کارنامه اعمالشان به نیکی ثبت میگردد: «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ» (توبه، ۱۲۰). مکتب انقلاب اسلامی، تداوم همین سیره در عصر حاضر است؛ عصری که در آن استکبار جهانی با تمام توان خود برای شکستن اراده ملتها به میدان آمده است. در این تقابل، منطق ما روشن است: نه تحمیل اراده بیگانه را میپذیریم و نه از تداوم جهاد خسته میشویم. این همان آموزه اصیلی است که از رسول اکرم (ص) به ما رسیده و در جان انقلاب نهادینه شده است؛ عزتی که با اتکا به خداوند و رحمت برادران ایمانی به دست آمده، با هیچ تهدید و تحریمی فرو نخواهد ریخت.
روایت زمینی
اقتدار هوشمندانه در میدان تقابل
انقلاب اسلامی، بر اساس منطق قرآن، با دوستان خود مهربان و با دشمنان خود سخت و قاطع برخورد میکند. این رویکرد، معلول درک عمیق از ماهیت تقابل حق و باطل است. در ابتدای انقلاب، دشمن تلاش کرد با پایگاههای متعدد در منطقه غرب آسیا بهخصوص اطراف ایران محاصره نظامی ایجاد کند و با حمله به افغانستان و عراق، قصد داشت انقلاب نوپا را خفه کند. برخی تحلیلگران داخلی توصیه به سازش با آمریکا میکردند و عدهای دیگر خواستار حمله نظامی مستقیم بودند. اما رهبر شهید انقلاب با درایت، راه سومی را برگزید: «نرمش قهرمانانه»؛ هوش استراتژیکی که در آن، با بهرهگیری از ظرفیتهای بیرونی و مذاکرات هوشمندانه، فشار دشمن را کاهش داد و با فرصتسازی، قدرت نظامی و دیپلماسی خود را افزایش داد تا جایی که امروز، در جنگ رمضان بر همه دنیا ثابت شد که اقدام زورگویانه آمریکا دیگر به مانند سابق کنترلگر نیست، بلکه بیشتر بیثباتکننده است؛ مسئلهای که در نظرسنجی جدید رویترز در میان شهروندان آمریکایی بیش از ۵۰ درصد مردم آمریکا اعلام کردند این اقدام تنها باعث بیثباتی در غرب آسیا و فشار انرژی در جهان شد.
تغییر موازنه در جبهه حق
طیفبندی قدرت در جهان به سه دسته تقسیم شد: طرفداران نظم موجود به رهبری آمریکا، منتقدان سهمخواه به رهبری بریکس، و منتقدان برهمزننده نظم به رهبری ایران. ایران در جذب طیف میانی، موفقتر از آمریکا عمل کرده است؛ بریکس از وضعیت سهمخواهی به وضعیت برهمزنندگی تبدیل شده، متحدان آمریکا مانند عربستان به دنبال توافقهای بدون حضور واشنگتن هستند، فرانسه و اسپانیا وارد فاز تقابل با آمریکا شده، با ایجاد وحدت ساحات در جبهه مقاومت حضور ایران در منطقه پررنگتر شده، کوبا به متحد راهبردی ایران تبدیل شده و پیمان ابراهیم با شکست مواجه شده است. این تحولات، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت به نفع جبهه حق است. رهبر شهید انقلاب در این خصوص چنین فرمودند: «دنیا در معرض یک تحول سیاسی مهم است. یعنی وضع نظم جهانی در حال تغییر است که خب حالا این حرف دارد از جاهای مختلف شنیده میشود تکرار میشود. من امروز میخواهم عرض بکنم که این تحول جهانی خوشبختانه در جهت تضعیف جبههی دشمنان جمهوری اسلامی است.» (۱۵/۰۱/۱۴۰۲)
رحمت برای دوستان، اقتدار در برابر دشمنان
جنگ رمضان، این حقیقت را بهروشنی به دنیا نشان داد که انقلاب اسلامی، در برابر دشمنان و متجاوزان به حریم خود، سختترین پاسخها را میدهد و هیچ ترسی از ابرقدرتها ندارد. در مقابل، انقلاب اسلامی با دوستان خود، بر اساس منطق قرآنی، مهربان و وفادار است و این را در حمایت بیوقفه از مردم مظلوم فلسطین، لبنان و عراق به اثبات رسانده است. این میثاق رحمت و اقتدار نبوی، میراث ماندگار انقلاب اسلامی است.
خاکریز من
مکتب انقلاب اسلامی، بر اساس منطق قرآن، در مسیری روشن و ترسیمشده در حال حرکت است؛ مسیری که در آن، دوستی با مؤمنان و قاطعیت در برابر دشمنان، دو بال اصلی اقتدار است. در این مسیر، نقش روایتگری رسانه و فعالیتهای فرهنگی، نقشی حیاتی و تعیینکننده است.
ایجاد امید؛ نه با گفتار، با نگاه
رسانه و هر فعال فرهنگی باید روایت فتح را نه در کلام، که در نگاه خود نهادینه کند. یعنی هر ضعف و عقبنشینی را نیز در متن پیروزی ببیند. شکست واقعی، خروج از مدار دین است؛ اما اگر در مسیر وظیفه دینی حرکت کنیم، همه شکستها بخشی از طرح پیروزیاند.
موازنه قدرت به نفع حق
با نگاه الهیاتی به حوادث، باید باور داشت که موازنه قدرت به نفع جبهه حق در حال تغییر است. این خوشبینی بیمبنا نیست؛ واقعیتی است که در جنگ رمضان و تحولات منطقه بهوضوح دیده شد.
روایت شکست، آتش اختلاف است
وقتی از فرازونشیبهای میدان، روایت شکست کنیم، اختلاف داخلی شعلهور میشود. اما اگر همه چیز را در مسیر پیروزی ببینیم، جریان رقیب اصلی یعنی غرب و سرمایهداری را شناسایی و حملات را به سوی آن هدایت میکنیم.
شرح صدر؛ شرط تداوم مسیر
برای روایت فتح، باید شرح صدر داشته باشیم؛ نه دنبال دولت مستعجل، بلکه طرح بزرگ جبهه حق را ببینیم. وقتی افق را بزرگ دیدیم، نه مأیوس میشویم و نه با هم درگیر؛ بلکه همکاریها برای رسیدن به قله افزایش مییابد. امروز، روایت فتح، بزرگترین نیاز جامعه است.




