نشریه موکب
شماره صد و شانزدهم: الزامات توافق جدید
تاریخ: ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
سرخط
پیشینه تلخ توافق و پیمانشکنیها
طرح اخبار مربوط به توافق جدید میان ایران و عمان بر سر مدیریت تنگه هرمز در رسانههای مختلف، توجه ناظران سیاسی را به خود جلب کرده است. این گمانهزنیها در شرایطی مطرح میشود که تجربه تاریخی ملت ایران از توافقهای گذشته، سرشار از بدعهدی و پیمانشکنی طرفهای غربی است. فرجام برجام و توافق اخیر در جنگ رمضان و رفتارهای خصمانه آمریکا ثابت کرد که هرگونه خوشبینی بدون دریافت تضمینهای عملی، خطای راهبردی است. از این رو، ورود به هرگونه توافق جدید در حوزه حساسی مانند تنگه هرمز، نیازمند اتخاذ الزامات و شروط محکمی است تا منافع ملی و امنیت استراتژیک کشور دستخوش بازیهای سیاسی نشود.
ضرورت شفافیت و نفی مداخله بیگانگان
نخستین الزام توافق جدید، شفافیت کامل مفاد آن و اطلاعرسانی دقیق جزئیات به ملت مبعوث و انقلابی است که همواره حافظان اصلی این نظام و انقلاب بودهاند. محرم دانستن مردم، ضامن پشتیبانی ملی از تصمیمات حاکمیتی است. الزام دیگر، انحصار طرف مذاکره است؛ جمهوری اسلامی ایران تنها با عمان به عنوان همسایه مرزی که از حقوق بینالمللی آبراه برخوردار است گفتگو میکند. هرگونه حضور یا دخالت مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در این پرونده به دلیل پیشینه سیاه بدعهدیهایش کاملاً مردود است و امنیت تنگه هرمز نباید با زیادهخواهیهای واشنگتن پیوند بخورد.
انحصار موضوعی مذاکرات و نفی تعهدات جدید
الزام کلیدی دیگر، مرزبندی دقیق موضوع مذاکرات است؛ این گفتگوها صرفاً در مورد تنگه هرمز و مسائل مربوط به این شاهراه حیاتی است و به هیچ عنوان نباید به حوزههای دیگر تسری یابد. جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهد داد موضوعاتی چون توانمندی هستهای، اقتدار موشکی، نفوذ منطقهای یا هر مسئله حاکمیتی دیگر وارد این مذاکرات شود. تجربه توافقهای پیشین نشان داده است که دشمن با فرمول «مذاکرات فرسایشی و زنجیرهای»، در پی خلع سلاح تدریجی جمهوری اسلامی ایران است. از این رو، هرگونه توافق باید منحصر به بحث مدیریت تنگه هرمز باقی بماند و پرونده سایر مولفههای قدرت ملی برای همیشه بسته بماند.
رفع کامل محاصره اقتصادی و تثبیت حاکمیت ملی
از دیگر الزامات غیرقابلاغماض، برچیده شدن کامل محاصره دریایی ایران و احیای آزادی کشتیرانی تجاری است. همچنین، رفع کامل و همهجانبه تحریمهای نفتی و پتروشیمی جهت صادرات بیقیدوشرط انرژی ایران، شرط کلیدی هرگونه توافق پایدار است. در نهایت، توافق جدید باید حق مشروع ایران در اخذ عوارض قانونی برای عبور کشتیها از تنگه هرمز را بر پایه قوانین بینالمللی به رسمیت بشناسد و تأمین امنیت و مدیریت همهجانبه تنگه هرمز کماکان به صورت انحصاری در اختیار جمهوری اسلامی ایران باقی بماند تا ثبات این گذرگاه راهبردی در سایه اقتدار جمهوری اسلامی ایران حفظ شود.
روایت الهی
عهد با شیاطین و پیشینه تلخ پیمانشکنیها
طرح اخبار مربوط به توافق جدید میان ایران و عمان بر سر مدیریت تنگه هرمز در رسانههای مختلف، ضرورت هوشیاری در برابر عهدشکنان را دوچندان میکند. خداوند متعال درباره خوی پیمانشکنی دشمنان حق میفرماید:
«الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ؛ همانان كه از ايشان پيمان گرفتى ولى هر بار پيمان خود را مىشكنند و [از خدا] پروا نمىدارند.»
(انفال، ۵۶)
تجربه تاریخی ملت ایران از توافقهای گذشته، گواه آن است که تکیه بر وعدههای جبهه استکبار، حاصلی جز خسارت ندارد. شیاطین هرگز به عهدهای خود وفادار نبودهاند و هرگونه خوشبینی بدون دریافت تضمینهای عملی، خطای راهبردی است.
ضرورت شفافیت با ملت انقلابی
نخستین الزام در هر توافقی، شفافیت کامل و اطلاعرسانی دقیق به ملت انقلابی است که با مجاهدت خود حافظان اصلی این نظام بودهاند. خداوند درباره پرهیز از افشای اسرار به بیگانگان میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا…؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمىورزند.»
(آلعمران، ۱۱۸)
باید به جای دشمن، مردم، محرم اسرار حکمرانی کشور باشند. محرم دانستن مردمی که بار این انقلاب را بر دوش میکشند، ضامن بقای قدرت ملی است.
انحصار موضوعی مذاکرات و نفی تعهدات جدید
الزام کلیدی دیگر، مرزبندی دقیق گفتگوهاست که باید منحصراً در چارچوب مدیریت تنگه هرمز باقی بماند. دشمن با ابزار مذاکرات فرسایشی در پی آن است که مؤمنان را از مؤلفههای قدرت خویش، سلاحها و داراییهای راهبردیشان غافل سازد تا ضربه نهایی را وارد کند. خداوند درباره خواست واقعی دشمن برای خلع سلاح و غفلت مؤمنان از ابزارهای قدرتشان میفرماید:
«…وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً…؛ كافران آرزو مىكنند كه شما از جنگافزارها و ساز و برگ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش برند.»
(نساء، ۱۰۲)
جمهوری اسلامی ایران هرگز اجازه نخواهد داد که توانمندی هستهای، اقتدار موشکی یا دیگر ابزارهای بازدارندگی کشور وارد معامله شود.
رفع کامل محاصره اقتصادی و تثبیت حاکمیت ملی
از دیگر الزامات غیرقابلاغماض، شکستن کامل محاصره دریایی ایران و رفع همهجانبه تحریمهای نفتی و پتروشیمی جهت صادرات بیقیدوشرط انرژی کشور است؛ چرا که طبق قانون الهی که خداوند میفرماید:
«وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا؛ و خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان براى كافران راه [تسلطى] قرار نداده است.»
(نساء، ۱۴۱)
مؤمنان نباید زیر بار سلطه اقتصادی و محاصره کفار قرار گیرند.
روایت زمینی
از ابهام تا بحران
ابهام در بند پنجم تفاهمنامه اسلامآباد، نقطهآغاز چالشی راهبردی بود که پیامدهای آن در هفتههای اخیر به روشنی نمایان شد. در آن بند، تعهد ایران برای «عبور ایمن کشتیهای تجاری» بهصورت مطلق بیان شده بود، بدون آنکه مشخص شود این عبور باید صرفاً از کریدورهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی ایران انجام شود. این سکوت حقوقی، زمینهساز برداشتهای متفاوت شد و عملاً کریدوری دوم در جنوب تنگه هرمز، خارج از مدیریت تهران، ایجاد گردید. کشتیهای تجاری بدون نظارت ایران از آن مسیر عبور میکردند و همین مسئله، بهانهای برای درگیریهای اخیر در جنوب کشور شد. اما جمهوری اسلامی با عملیاتهای دقیق و هدفمند، این خلأ را به چالش کشید و نشان داد که هیچ عبوری بدون مدیریت ایران قابل قبول نیست.
تثبیت حاکمیت دریایی
هوشمندی نظامی ایران، زمینهساز توافقی تازه با سلطنت عمان شد. در این توافق، تنها یک مسیر مشخص برای ورود و خروج کشتیها تعیین گردیده، مدیریت ورودیها با ایران و مدیریت خروجیها با هماهنگی تهران و مسقط. نکته کلیدی، اهمیت کشتیهای ورودی است؛ چراکه از حیث نظامی و امنیتی، دانستن محمولههایی که وارد خلیجفارس میشوند، از هرگونه نظارت بر خروجیها که عمدتاً نفت و گاز است، حیاتیتر است. البته بر خروجیها نیز نظارت طرفینی وجود خواهد داشت. دریافت عوارض بر اساس خدمات ارائهشده، از دیگر ابعاد این توافق است که پس از بررسی دقیق نرخ آن، بهعنوان منبع درآمد پایدار نهادینه خواهد شد.
ایران؛ معمار نظم دریایی
این توافق، پس از ماهها درگیری و محاصره، و با تکیه بر مدیریت هوشمندانه نیروهای نظامی، بهثمر نشست و عملاً یکی از مهمترین آبراههای جهان را بهصورت رسمی تحت مدیریت جمهوری اسلامی درمیآورد. اهمیت این دستاورد چنان است که آرت برمن، تحلیلگر برجسته آمریکایی حوزه انرژی، تصریح میکند: «اگر ایران عملاً این اختیار را به دست آورد که برای عبور از تنگه هرمز عوارض دریافت کند، آمریکا چیزی بسیار فراتر از این جنگ را باخته است؛ چراکه نتوانسته از نظم دریایی که پشتیبان جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهان است، دفاع کند.»
بدینترتیب، تنگه هرمز که روزگاری شاهراه یکطرفه نفوذ غرب بود، امروز به نمادی از قدرت راهبردی ایران و نظم نوین منطقه تبدیل شده است و این دستاورد، ثمره ایستادگی، هوشمندی و مدیریت میدانیِ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است.
خاکریز من
روایت فتح نیاز مستمر جامعه
دستاورد بزرگ مدیریت تنگه هرمز، به سادگی به دست نیامده است. این پیروزی، ثمره ماهها درگیری شدید و حملات متقابل میان ایران و ابرقدرت جهانی بود؛ نبردی که در آن، جمهوری اسلامی با درایت و هوشمندی، توانست دشمن را شکست دهد و یکی از مهمترین آبراههای جهان را بهصورت رسمی تحت مدیریت خود درآورد. در شرایطی که مشکلات مالی بر زندگی مردم سایه افکنده، روایت فتح این دستاورد، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. مردم عزیز ایران باید بدانند که کشور، گام به گام در حال تحقق اهداف خود است و زمانی که این مسیر تکمیل شود، ایران جدید با قدرتی مضاعف در عرصه جهانی، در مسیر توسعه و رشد اقتصادی قرار خواهد گرفت.
تجمعات شبانه و تداوم آن
تجمعات شبانه مردم در خیابانها، تجلی یک حرکت خودجوش و برخاسته از اراده ایمانی امت است که هیچگاه با تصمیم یا ساماندهی بوروکراتیک و دولتی آغاز نشده است. خیابان، عقبه تدارکاتی و معنوی میدان است و میدان، بازوی اجرایی اراده مردم در خیابان. و تا زمانی که میدان نبرد اقتضا میکند این حضور باقی است و این حضور خودجوش باید استمرار یابد. تجمعات شبانه، متعلق به بدنه جامعه است و تمام این حضورها و جوششها در مدار تبعیت از ولی فقیه معنا مییابد. ملت، مطیع رهبر است و این حضور آگاهانه، تا تحقق اهداف والای انقلاب و بنا به مقتضیاتِ ترسیمشده توسط ولیّ جامعه ادامه خواهد داشت.




