نشریه موکب
شماره صد و هفدهم: انفعال سعودی در ائتلاف مکه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۱۸
سرخط
ورود یمن در تحولات منطقه
ورود یمن به مرحلهای نوین از کنشگری نظامی با ضربات دقیق به زیرساختهای حیاتی عربستان، محاسبات امنیتی ریاض را به کلی دگرگون کرد. این حملات، نه فقط خسارات مادی، بلکه شوک روانی عمیقی را به لایههای تصمیمگیری سعودی وارد نمود و آنها را در برابر این واقعیت قرار داد که امنیت، دیگر کالایی نیست که با دلارهای نفتی و خرید تجهیزات آمریکایی تضمین شود. ریاض اکنون با نیرویی مواجه است که نه تنها از ابزارهای متعارف نمیهراسد، بلکه با درک دقیق نقاط ضعف دشمن، توانمندیهای خود را به رخ میکشد.
هراس ریاض و تکاپوی ائتلافسازی
ترس از ورود یمن، سعودیها را به سمت سیاست استمداد از قدرتهای منطقهای سوق داده است. تلاش عربستان برای تشکیل ائتلاف با کشورهای ترکیه و پاکستان، دقیقاً نشانه همین انفعال است. عربستان که پس از سرمایهگذاریهای عظیم بیحاصل آمریکا، اکنون نسبت به چتر امنیتی آمریکا دچار ناامیدی شده، سعی دارد با ایجاد این ائتلاف، حفرههای امنیتی خود را بپوشاند. اما این تلاشها در عمل با بنبست روبهرو شده است؛ چرا که بازیگران منطقهای به خوبی میدانند ورود به این کارزار در کنار ریاض، هزینههای سنگینی برای آنها خواهد داشت.
ائتلاف برآمده از استیصال
ائتلاف مورد نظر سعودیها، اگرچه موجب کنار گذاشتن کشورکهای کویت، اردن، امارات و قطر، و اتکا به قدرتهای نظامی بزرگتر منطقه گردیده، اما در ذات خود دچار تناقض است. در یک نگاه راهبردی، این تلاشها میتواند بستری برای اتحاد کشورهای منطقه بدون حضور مداخلهگران فرامنطقهای باشد؛ ظرفیتی که اگر در مسیر درست، یعنی مقابله با استکبار و صهیونیسم، هدایت میشد، میتوانست به یک بلوک قدرتمند اسلامی بدل گردد. و از سوی دیگر اصرار ریاض بر حفظ رویکردهای امنیتی همسو با واشنگتن، میتواند این ائتلاف را از ابتدا در معرض فرسایش و شکست قرار دهد.
هشدار راهبردی به آل سعود
هرچند ائتلاف عربستان، ترکیه و پاکستان، به پیشنهاد سعودی بر علیه یمن شکل گرفته است، اما عربستان باید بداند که مسئله اصلی یمن، نه لزوماً «عربستان»، بلکه حمایت ساختاری ریاض از هژمونی آمریکا در منطقه است. یمن بارها اثبات کرده که در پاسخ به تجاوزات، هیچ خط قرمزی نمیشناسد؛ چنانکه هدف قرار دادن کشتی ترکیه یک روز پس از امضای توافق سهجانبه، پیامی روشن برای تمامی بازیگران ائتلاف بود. منطق یمنیها صریح است؛ اگر این ائتلاف بخواهد در راستای تقابل با مقاومت شکل بگیرد، یمن با آن مقابله خواهد کرد. اما اگر عربستان به ایجاد ائتلاف کشورهای اسلامی منطقه بدون دخالت فرامنطقهای بیاندیشد، و هدف از این اتحاد، ایجاد امنیت در منطقه و تحقق منطقهای عاری از جنگ باشد، دیگر کشورهای اسلامی نیز با آنها همراه خواهند بود. ریاض باید بداند که زمین بازی عوض شده و مسیر امنیت، نه از طریق ائتلافسازی آمریکایی ضد مقاومت، بلکه از راه بازگشت به واقعیتهای منطقهای میگذرد.
روایت الهی
سنت الهی در تغییر موازنه قدرت
ورود اخیر یمن به تحولات منطقه و بازدارندگی فعال آنان در برابر تجاوز، نشانهای از یک سنت لایتغیر الهی در تاریخ است. هنگامی که مستکبران با تکیه بر زر و زور پوشالی، گمان میبرند امنیتشان در گرو انباشت تسلیحات و دلارهای نفتی است، خداوند حقایق را بر آنها آشکار میکند تا بدانند که تکیهگاههای مادی، خانهای سست بیش نیست. قرآن کریم در وصف کسانی که بر استحکامات پوشالی خود تکیه کردند، میفرماید: «فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ؛ خداوند از جایی که گمان نمیبردند بر آنان تاخت و در دلهایشان هراس افکند.» (حشر، ۲). ضربات یمن به زیرساختهای سعودی، نه یک اتفاق نظامی ساده، که تحقق وعده الهی در شکستن هیبت ظالمانی است که گمان میکردند با حمایت فرعونیان زمان، از گزند حقیقت در اماناند.
شکست در ائتلافهای مبتنی بر ترس
تلاش ریاض برای ائتلافسازی با سایر کشورهای منطقه، در واقع تلاشی مذبوحانه برای فرار از حقیقتی است که یمن به آنها تحمیل کرده است. این ائتلاف، نه از سر عزت و اتحاد ایمانی، بلکه از سر هراس و بیاعتمادی به چتر حمایتی آمریکا شکل گرفته است. طبق آیه «وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» (عنکبوت، ۴۱)، در نگاه قرآنی، هر پیوندی که پایه آن بر ترس از غیر خدا و طمع در دنیا باشد، همچون خانه عنکبوت، سستترین بنیادهاست. ائتلافی که نه بر مبانی توحیدی و نه بر اساس دفع ستمگران، بلکه برای حفظ منافع دشمن آمریکایی ـ صهیونی، شکل گرفته، از پیش محکوم به شکست است.
تناقض در پیوند و تفرقه در هدف
ائتلاف مدنظر سعودی، علیرغم حضور دو کشور مهم ترکیه و پاکستان، دچار تضادهای بنیادین است. خداوند متعال در توصیف کسانی که گمان میبرند با هم متحدند اما دلهایشان از هم جداست، میفرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى» (حشر، ۱۴). این همان وضعیت ریاض و شرکای منطقهای اوست؛ همسویی با قدرتهای بزرگتر، تنها نقابی بر چهره تفرقه و استیصال است. اصرار بر رویکردهای امنیتی همسو با واشنگتن، این پیوندها را پیش از آنکه متولد شوند، به فرسایش میکشاند. اتحاد اسلامی حقیقی، تنها با بریدن از دامن استکبار و تکیه بر وحدت برادرانه حاصل میشود، نه با تشکیل جبهه علیه مظلومانی نظیر یمن که خود مدافع عزت امت اسلاماند.
راه بازگشت به واقعیتها
اگر ریاض به جای همراهی با آمریکا، به دنبال ایجاد امنیت پایدار است، باید به دنبال ایجاد ائتلاف اسلامی باشد. ائتلاف اسلامی حقیقی در قرآن با این شاخص شناخته میشود: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (فتح، ۲۹). اتحاد واقعی باید علیه صهیونیسم و استکبار جهانی باشد، نه علیه کسانی که در سنگر مقاومت ایستادهاند.
روایت زمینی
ناامیدی عربستان از آمریکا
ناامیدی عمیق عربستان از کارآمدی آمریکا، ریاض را به سوی یافتن متحدانی تازه سوق داد. این کشور که در سفر اردیبهشتماه ۱۴۰۴ ترامپ، قراردادهایی به ارزش ۶۰۰ میلیارد دلار با واشنگتن منعقد کرد و بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران بیش از ۱۰ میلیارد دلار هزینه متحمل شد، سرانجام دریافت که چتر امنیتی آمریکا دیگر کارایی پیشین را ندارد. همین ناامیدی، زمینهساز امضای پیمان دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه شد؛ پیمانی که بر اساس آن، هرگونه تعرض به هر یک از سه کشور، حمله به کل اعضای ائتلاف تلقی خواهد شد. با این حال، این توافق بیش از آنکه امنیتآفرین باشد، پرسشهای جدی برمیانگیزد: آیا ناتو که برای حمایت از آمریکا وارد جنگ با ایران نشد، برای عربستان به میدان خواهد آمد؟ آیا پاکستان با اقتصادی درگیر بحران و ارتشی که خود برای تأمین امنیت مرزهایش با چالش مواجه است، میتواند امنیت ریاض را تأمین کند؟
کاسبی پاکستان و ترکیه
از سوی دیگر، پاکستان و ترکیه از این فرصت برای بهرهبرداری اقتصادی از ناامیدی عربستان استفاده کردهاند. پاکستان با اقتصادی وابسته به کمکهای عربی، در این پیمان به دنبال دریافت امتیازات مالی است و حتی برخی تحلیلگران معتقدند که این کشور، ظرفیتهای هستهای خود را بهعنوان اهرمی راهبردی در اختیار ریاض قرار داده است. ترکیه نیز ضمن کسب منافع مالی، به دنبال دسترسی به آبهای گرم بینالمللی و گسترش حضور شرکتهای خود در بازارهای جنوب خلیجفارس است. این کشورها که خود از فشارهای منطقه مصون نیستند، حاضرند هر هزینهای را بپذیرند تا شاید احساس امنیت کنند؛ اما واقعیت آن است که این ائتلاف، بیش از یک نمایش رسانهای، دستاورد عملی چندانی برای عربستان نخواهد داشت.
تضعیف هژمونی آمریکا
با این حال، از منظر راهبردی، همین ائتلاف بینتیجه نیز در راستای اهداف کلان جمهوری اسلامی ایران قرار دارد؛ چراکه هرگونه همگرایی منطقهای بدون حضور آمریکا، به تضعیف هژمونی واشنگتن و تسریع روند اخراج آن از منطقه کمک میکند. این چشمانداز، میتواند زمینهساز شکلگیری نظمی نوین با محوریت قدرتهای منطقهای باشد؛ نظمی که در آن، ایران بهعنوان لنگرگاه اصلی امنیت، نقش تعیینکنندهای ایفا کند. جنگ رمضان نشان داد که آمریکا توانایی تأمین امنیت عاریتی متحدان خود را ندارد و این آگاهی، اگرچه با تأخیر، در حال نهادینهشدن در میان کشورهای منطقه است. هرچند این پیمان گام نخستین است، اما مسیر درستی را برای آیندهای عاری از سلطه بیگانه ترسیم میکند.
خاکریز من
پرهیز از تعجیل در تحلیل؛ رمز اعتبار در میدان روایت
در این برهه حساس تاریخی که دشمن با تمام ظرفیت رسانهای خود، میدان را پر از روایتهای ناقص و جهتدار کرده است، بهترین و هوشمندانهترین رفتار، پرهیز از واکنشهای شتابزده به اخبار لحظهای است. در ساعات اولیه هر رویداد مهم، اخبار معمولاً ناقص، مبهم و گاه متناقض هستند و دشمن نیز با طراحی همین ابهامات، در پی ایجاد تشویش، دوگانگی و تصمیمگیریهای عجولانه در میان مردم است. از شما میخواهیم که در مواجهه با هر خبر تازه، کمی صبر کنید؛ اجازه دهید لایههای مختلف آن آشکار شود و واکنشهای رسمی و مستند شکل گیرد. بسیاری از تحلیلهای اولیه، ساعاتی بعد با انتشار بیانیههای رسمی، بیاعتبار میشوند و کسانی که زودهنگام قضاوت کردهاند، ناچار به عقبنشینی میشوند.
در جنگ ترکیبی امروز، دشمن با تولید و انتشار اخبار ناقص و شایعات هدفمند، به دنبال ایجاد فضای ناامیدی، بدبینی و دوگانگی در جامعه است و هر واکنش عجولانهای، میتواند بازی در زمین دشمن باشد. به جای تکیه بر تحلیلهای لحظهای، به منابع رسمی و معتبر مراجعه کنیم و با صبر و خویشتنداری، اجازه دهیم واقعیتها به تدریج روشن شوند. تحلیلگری که با حوصله و بر اساس مستندات کامل سخن میگوید، نه تنها اعتماد مردم را جلب میکند، بلکه در این میدان پیچیده، از دامهای رسانهای دشمن مصون میماند. در این نبرد شناختی، صبر، هوشیاری و مراجعه به منابع موثق، قویترین سنگر ماست.




